تبلیغات
انجمن علمی نانوتکنولوژی دانشگاه آزاد اسلامی یزد - مناجات شیخ ابوالحسن خرقانی
سه شنبه 14 آذر 1391  10:17 ب.ظ    ویرایش: سه شنبه 14 آذر 1391 10:20 ب.ظ

شبی شیخ ابوالحسن خرقانی بعد از عبادت و اوراد به خداوند سبحان مناجات كردو گفت:"خداوندا فردای قیامت به وقت آنكه نامه اعمال هر یكی بدست دهند و كردار هر كسی مدبر ایشان نمایند چون نوبت به من آید و وصیت نمایم من دانم كه چه جواب معقول گویم."

پس فی الحال به او ندا آمد:" یا بوالحسن آنچه روز محشر خواهی گفتن در این وقت بگو"

بوالحسن گفت:" خداوندا چون مرا در رحم آوردی و بیافریدی در ظلمات عجزم بخوابانیدی، و چون در وجودم آوردی معده گرسنه را بامن همراه كردی تاچون در وجود آمدم از گرسنگی می گریستم، چون مرا در گهواره نهادی پنداشتم كه فرج آمد پس دست و پایم بستند و خسته ام كردند، چون عاقل و سخنگوی شدم گفتم بعدالیوم آسوده نمایم ولی به معلمم دادند و به چوب ادب دمار از روزگارم برآوردند و از وی ترسان میبودم، چون از آن درگذشتم شهوت بر من مسلط كردی تا از تیزی شهوت به چیز دیگر نمی پرداختم ، و چون از بیم زنا و عقوبت فساد زنی را در نكاح آوردم فرزندانم در وجود آوردی و شفقت ایشان در درونم گماشته و در غم خورش و لباس ایشان عمرم ضایع كردی و چون از آن درگذشتم پیری و ضعف برمن گماشته و درد اعضا برمن نهادی و چون از آن درگذشتم گفتم مگر چون وفات من برسد بیاسایم ولی به دست ملك الموت گرفتارم كردی تا به تیغ بیدریغ جان من قبض كرد، چون از این گذشتم در لحد تاریكم نهادی و در آن تاریكی و عاجزی دو شخص فرستادی كه خدای تو كیست؟ و مذهب تو چست؟و چون از جواب برستم از گورم برانگیختی و در قیامت ندامت نامه ام به دست دادی كه" اقراء كتابك "

خداوندا كتاب من این است كه گفتم ، این همه مانع بود از طاعت و برای چندین تعب و رنج شرط خدمت تو كه خداوندی بجای نیاوردم، ترا از آمرزیدن و گناه عفو كردن مانع چیست؟؟؟؟



ندا آمد:" ای ابوالحسن ترا بیامرزیدم به فضل و كرم خود."


 

   


نظرات()  
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

انجمن علمی نانوتکنولوژی دانشگاه آزاد اسلامی یزد